به تاريخ جهان/جواهر لعل نهرو /ترجمه محمود تفضلي /ج 3 / ص 177تا اخر كتاب

 انقلاب و ضد انقلاب در چين :در  چين توچون ها با فشار اوردن روي طبقه كارگر در پي افزايش ثروت خود بودند0 دكتر سن ياتسن در سال 1924به جهت اقدامات جوانمردانه شورويها با بورودين رابطه دوستانه پيدا كرد0يك اتحاد غير رسمي ميان حزب ناسيوناليست كومين تانك بورودين و كمونيست كه اغلب كارگر بودند بوجود امد0اين اتحاديه به زودي شكست خورد و شرايط براي دهقانان و كارگران وخيم شد0دكتر سن به پيشنهاد بورودين ميزان اجاره زمين را 25در صد كم كرد و دانشكده نظامي را احداث كرد0به دليل كشتارهاي عظيم طي اعتصابات و تظاهرات در كارخانه پنبه و كشتارهاي شامين در خارج كانتون تحريم كالاهاي انگليسي اعلام شد0در سال 1926چيانگ كايچك فرمانده كل كانتون شد و كمونيست ها را اخراج كرد0 يانگ ها در سال 192 به طرف شانگهاي حركت كردند و بدون زد و خورد قسمت چيني شهر به دست انها افتاد0 درظرف يكي دو ماه كومين تانك دو دسته شد يكي كارگران و ديگري خارجيان در شايگهاي 0مدتها جنگ ميان چين و انگلستان ادامه پيدا كرد تا نخستين حكومت كمونيستي به نام حكومت شوروي اهفنگ (دهقانان) در جنوب چين تأسيس شد0

ژاپن  به دنيا اعتنا نمي كند:در ژاپن همه چيز در دست انحصارهاست 0در سال 1915فرقه «اموتو- كيو» معتقد بود كه ژاپن بايد حاكم تمام جهان شود0 0ژاپن با ايالات متحده روابط دوستي خوبي نداشت به همين دليل با شوروي پيماني امضا كرد0در اول دسامبر 1925طي زلزله اي در ژاپن فقر و جمعيت زياد شد و دراوايل1928مبارزه با كمونيسم اغاز شد0 در منچوري كه نام سه ايالت شمال شرقي چين است روسها در حدود پرت ارتور  تأسيساتي داشتند كه به چنگ ژاپني ها افتاد0در سال 1932ارتش ژاپن به نزديكي شانگهاي حمله كرد0حكومت كمونيست داخله چين كمك  خود به حكومت نانكينگ چين را فرستاد و سپاه نوزدهم از اهالي كانتون كه بيشتر 12و14ساله بودند با ژاپني ها جنگيدند0سرانجام ژاپني ها در چين حكومت عروسكي منچوكوئو بوجود اوردند0در اوايل 1933يك شورش تركي از سين كيانگ (مركز توطئه و جاسوسي سه كشور انگلستان و روسيه و ژاپن )اغاز شد و شهرهاي يارقند و كاشمر سقوط و حكومت جمهوري اعلام گرديد0

اتحاد جمهوريهاي شوروي سوسياليستي: پس از انقلاب 1917تا 1921دوران مصيبت بود 0لنين اقتصاد تازه اي را كه نپ ناميده مي شد در سال 1921شروع كرد 0 دراين دوران تجهيزات كارخانه ها چون پول كافي نداشتند از خارجيها خريداري مي شد0دادوستد ميان كشوري كشاورز مانند روسيه با كشورهاي صنعتي مثل المان به نفع هر دو كشور بود0به دنبال حمله اركوس در سال 1927رابطه ميان شوروي و انگلستان قطع شد زيرا انگلستان يكي از دولتهاي امپرياليستي مي باشد و روسيه شوروي هم ريشه انواع امپرياليسم و استعمار را قطع كرد0 لنين براي الكتريكي كردن ،كارخانه هاي بسيار بزرگي ساخت و با كمپاني هاي نفتي هم قرارداد بست ارزان فروشي شوروي ها سبب ضرر اين كمپاني ها شد 0سرانجام جمهوري شوروي در نوامبر 1917با 200 مليت مختلف در قلمرو روسيه از شهر پتروگراد اعلان شد0اين مليتها به دليل انكه با انها همچون اسيران و دست نشاندگان رفتار مي شد به نهضت انقلابي روسيه پيوستند0سرانجام اين جنگهاي داخلي با پيروزي شورويها به پايان رسيد0با متفق شدن حكومتهاي شوروي جداگانه در سيبري و اسياي ميانه درسال1923اتحاديه جمهوريهاي شوروي سوسياليستي تشكيل شد0

پياتي لتكا يا برنامه پنجساله شوروي: پس از لنين، تروتسكي در حزب بلشويكها به رفع اختلافات جناحهاي مخالف حزب كمونيست مي پرداخت0يكي از بلشويكهاي قديمي به نام استالين دبير كل حزب كمونيست شد كه با تروتسكي روابط خوبي داشت0نخستين اختلاف ميان تروتسكي و استالين اين بود كه استالين پيشنهاد كرد سياست كشاورزي جدي تري اتخاذ شود تا دهقانان به سوسيايسم كشيده شوند0اما تروتسكي با اين پيشنهاد مخالفت كرد و همان نظريه انقلاب مداوم خودش را مطرح كرد:«در سياست فقط اين موضوع مطرح نيست كه چه تصميمي گرفته مي شود بلكه موضوع چگونه و چه كسي نيز اهميت دارد» 0استالين يكسري كارها را كه همه در جهت صنعتي ساختن اتحاد شوروي و بالابردن سطح زندگي مردم و ايجاد امنيت بود تحت عنوان برنامه پنجساله معروف(كه به زبان روسي پياتي لتكا گفته مي شد) انجام داد،مثل گرفتن مالياتهاي سنگين از دهقانان ثروتمند و  اختصاص دادن اين پولها به ساختن مزارع دسته جمعي 0حكومت شوروي در اين دوره پنجساله نيروي خود رابراي ايجاد صنايع سنگين مثل اهن و فولاد و ماشين متمركز كرد تا بتواند صنايع سبك (صنايعي كه كالاهاي مورد مصرف را تهيه مي كند) را بوجود اورد 0مردم شوروي گرسنگي را تحمل كردند تا بتوانند پول چيزهايي كه از خارج مي خرند را بپردازند ودر مقابل ماشين بخرند0بتدريج مهندسي ازبزرگترين مشاغل شد و بيكاري بكلي ازبين رفت0اين برنامه در 31دسامبر1932در پايان 4سال به پايان رسيد0

مشكلات اتحاديه شوروي ،ناكاميها و كاميابيها : در طول دوره پنجساله ،دنيا با بزرگترين بحران مواجه شد0اما اين بحران در شوروي بطور غير مستقيم اثر گذاشت0وقتي قيمت محصولات كشاورزي كاهش يافت شورويها مجبور بودند مقدار بيشتري خوار و بار صادر كنند0در نتيجه شورويها ضرر ديدند0از يكسو مواد غذايي كاهش يافت و از سوي ديگر جمعيت به 2دليل بسرعت افزايش يافت:1-دولت اماده مراقبت ونگهداري و تغذيه و اموزش و پرورش انها شده بود2-توسعه مراقبتهاي بهداشتي و پزشكي.در سالهاي 1929تا 1933(دوره پنجساله اول)تعداد 200000سازمان كشاورزي دسته جمعي (كلخوز) و 5000سازمان كشاورزي دولتي (سووخوز) تأمين شد و سازمانهاي تعاوني گسترش يافت0 همچنين تسهيلاتي نيز ايجاد شد از جمله:اجازه دادن به مزارع عمومي و فردي براي فروش مازاد محصولاتشان در بازارهاي شهر 0 در سال 1920در بخارا انقلاب محلي صورت گرفت ، در سال 1920جمهوري محلي بخارا جمهوري به جمهوري شوروي سوسياليستي ازبك تغيير نام يافت و در سال 1929در داخل ازبك يك جمهوري خود مختار تاجيكستان تشكيل شد0در سال 1929تاجيكستان خود يكي از 7جمهوري عضو اتحاديه جماهير شوروي گشت0 درسال 1933دومين برنامه پنجساله اغاز شد0در اين دوره صنايع سبك هدف بود،علم و دانش ،سازمانهاي بزرك تعاوني و بازرگاني و جمعيت در اين دوره توسعه يافت0

علم پيش مي رود : ازادي زنان از قيد و بند هاي قانوني و اداب و رسوم از قرن 19با ظهور صنايع بزرگ شروع شد0 درقرن 19فيزيك و شيمي مهمترين علوم بودندو پس از انهم علوم زيست شناسي و روانشناسي مطرح شدند وجمعيت اروپا هم افزايش يافت0

به كار بستن خوب و بد علم: همچنان كه انقلاب صنعتي قرن 18دوران ماشين را بوجود اورد انقلاب برقي كنوني قرن 20هم دوران نيروي برق را بوجود  اورد0كارگران به كمك ماشين، مقدار بيشتري كالاي صنعتي توليد مي كنند پس قيمت اين كالاها پايين رفت و تقاضا براي انها بيشتر شد0دسمزد ها بالاتر رفت و بيكاري كمتر شد0اما اين توليد بيشتر كه مبناي ثروت بيشتر براي هر فرد است موجب فقر و رنجي هولناك نيز گشته است0در قرن20پيشرفت علوم به حكومت اوليگارشي يا حكومت گروهي ثروتمندان منتهي مي شود وازاديهاي فردي و افكار قديمي قرن 19درباره دموكراسي بكلي از ميان مي رود0اين حكومتها در كشوري به ظاهر به تمجيد از دموكراسي و در كشوري به محكوم كردن دموكراسي مي پردازد وبا هم  تصادم پيدا مي كنند0جنگ جهاني اول جنگ با ماشينها و هواپيماها و بمبهاي هوايي،جنگ براي كشتن عده زيادي از مردم عادي غير نظامي و نوعي جنگ ميكروبي  بود0

ركود بزرگ و بحران جهاني: در نخستين سال هاي پس از جنگ ، اروپا و المان به دليل مقروض بودن وضع بدي داشتند0در  سال1929امريكا پرداخت وام به المان و دولتاي امريكاي جنوبي را متوقف ساخت و موجب ورشكستگي بانكهاي الماني شد0پرزيدنت هوو،رئيس جمهور امريكا در سال1931براي پرداخت وامها مدت يكسال مهلت ، اعلان كرد0در سال1939قيمت سهام به دليل قماربازيهاي موجود در بورس سقوط كرد و ركود ايجاد شد0بيكاري افزايش يافت و مردم چون پول كافي نداشتند تا كالاهاي توليد شده را خريداري كنند به روش جنس به جنس به مبادله پرداختند0بانكها به دليل اينكه كشاورزان در اثر سقوط قيمتها نمي توانستند پولهايي را كه از بانكها در مقابل رهن گذاردن املاكشان وام گرفته بودند مسترد دارند سعي كردند از راه فروش اين املاك مطالبات خودشان را وصول كنند0چون هيچكس جرأت نمي كرد در حراج اراضي كشاورزان شركت جويد بانك هم به انها مهلت داد0

علل بحران چه بود؟ علل اصلي اين بحران نا برابري توزيع ثروت و مبارزه تازه ميان كار و سرمايه مي باشد0المان  و فرانسه بوسيله بوجود اوردن انفلاسيون و تورم بومي و بالا بردن ماليات وامهاي داخلي شان را از ميان بردند0 اگر كشورهاي مقروض اروپا وامهاي خود را به امريكا مي دادند تمام اين پولها نصيب ثروتمندان امريكايي مي شد و توليد اضافي سبب افزايش بيكاري مي شود0اين بحران نتيجه توزيع نا برابري سودي بود كه بوسيله سرمايه داري توليد مي شد0در ژنو اين بحران از طريق اعلام ساعات كار براي كارگران در هر هفته 40 ساعت ودر هند از طريق عوارض گمركي حل شد0

مبارزه امريكا و انگلستان بر سر رهبري:عواملي كه در تشديد بحران اثر داشتند:1- ركود اقتصادي 2- رقابت جهان سرمايه داري با اتحاد شوروي 3- رقابت ميان امريكا و انگلستان 0ميان دو كشور امريكا و انگلستان چيزهاي مشترك بسيار است اما تصادم اجتناب ناپذير هم وجود دارد كه در ان قدرت و منابع و ذخاير ايالات متحده خيلي بيشتر است0در بريتانيا حكومت ملي نتوانست ارزش پول انگلستان(پوند)را محفوظ نگه دارد0سرمايه داران انگليسي از ترس ،مبالغ هنگفتي به كشورهاي خارجي فرستادند پس قيمت پوند سقوط كرد و صنايع انگلستان رونق گرفت0 مركزي بازاري است كه بتوان در ان مبادلات بين المللي انجام داد 0اين بازار فقط در كشوري مي تواند وجود داشته باشد كه:1- بازرگاني خارجي اش بايد بسيار وسيع و متنوع باشد2- بايد بزرگترين بازار سرمايه باشد3- بزرگترين بازار طلا نيز باشد0در تمام قرن 19انگلستان به دليل اينكه دو سوم معدن طلاي دنيا در داخل امپراطوري بريتانيا بود تنها كشوري بود كه اين سه شرط را دارا بود0هر وقت مؤسسه اي براي مبادله و خريد و فروش كالا درخواست بازكردن اعتبار را مي كرد ،بانك اصلي انگليس ان را تضمين مي كرد0اين امرپذيرش اعتبار ناميده مي شود0اين سيستم مبادلات را اسانتر مي كرد و تسلط لندن را بر بازار جهاني استوار مي ساخت0

دلار ،پوند ،روپيه : در طي جنگ جهاني  ،ابتدا انگلستان و فرانسه و سپس امريكا به متفقين فقيرتر خود كمك مي كردند0 امريكا مي خواست نيويورك جاي لندن را در بازار جهاني مبادلات بگيرد0فشار امريكا موقعيت پوند انگليسي و فرانك فرانسه را متزلزل ساخت 0در سال 1924مارك الماني از نو تثبيت شد و سرمايه هاي الماني به بانكهاي الماني بازگشت كه به نفع نيويورك ظاهر شد0در سال1925ارزش پوند نسبت به طلا تثبيت شد و قيمت كالاهاي انگليسي در خارج را بالا برد0پس بيكاري ايجاد شد و دسمزدها كاهش يافت0 گروهي از سياستمداران انگليسي( از جمله استانلي بالروين )با وجود  تلاش بسيار ،شرايط دشوار ايالت متحده براي پرداختها را پذرفتند0در سالهاي 1926و 1927 طي يك تورم پولي ارزش فرانك تنزل يافت اما در سال 1927قيمت فرانك در شرايطي كه قيمت فرانك تازه يك پنجم قيمت فرانك سابق بود تثبيت شد و فرانسه ثروت بين الملل هنگفتي بدست اورد0در سال 1930بزرگترين بانك وين به نام كرديت انشتالت به دليل وقوع ركود و ناتوان بودن بانكهاي اروپاي شرقي در پرداخت وامهاي خود به اين بانك ورشكست شد و مبالغ زيادي از پول بانكهاي انگلستان كه به صورت وامهاي كوتاه مدت به المان داده شده بود از انجا باز نگشت و به اصطلاح منجمد و يخ زده شد0 0در سال 1927بر سر تعيين نسبت ارزش روپيه با پوند استرلينگ و طلا گفگوها و اختلافات پيش امد0اين گفتگوها «اختلافات نسبت ارزش » ناميده مي شود0 سرمايه هاي غير انگليسي كه در هند بود چون به مقدار كمتري طلا تبديل مي شدند ضرر مي كردند0پس ارزش پوند كاسته شد و در بازار جهاني، قيمت طلا بالا رفت و مردم مجبور شدند هر چه طلا دارند بفروشند تا قروض خودرا بپردازند0بانكها از اين طريق سود كسب كردند0طي بحران ايجاد شده دراوايل 1932 ، حكومت بريتانيا در مقابل اوراق بهادار دلاري ،مقدار زيادي طلا بدست اورد و دوباره بازار جهاني مبادلات بين المللي شد0

دنياي سرمايه داري نمي تواند پيوسته باشد: در نوامبر 1932 روزولت رئيس جمهور امريكا شد و ارزش دلار سقوط كرد و بانكها زيان ديدند0در ژوئن 1933يك كنفرانس اقتصادي جهاني در لندن تشكيل شد0 در اين كنفرانس اعلام گرديد كه اگر كنفرانس با شكست مواجه گردد ،تمامي سازمان سرمايه داري در هم فرو خواهد ريخت 0 كنفرانس شكست خورد و انگليسيها سعي كردند بريتانيا را به صورت يك واحد اقتصادي متكي بر استرلينگ در اورند0صنايع انگلستان قديمي شده بود و توانايي رقابت با كشورهايي مثل ژاپن را نداشت0

انقلاب در اسپانيا : در اسپانيا كليسا و ارتش و اشراف يكي از بزرگترين مالكان اسپانيا به شمار مي رفتند 0دراسپانيا سلطنتهاي استبداد و مطلقه وجود داشت0 جنگهاي اسپانيا با ايالات متحده امريكا در سال 1898 موجب شد كه اسپانيا تمام مستعمراتش را از دست دهد0 اسپانيا در جنگ جهاني بيطرف ماند0گروه هاي مترقي در اسپانيا عبارتند از :دموكراتهاي ليبرال، سوسياليستها و حزب كوچك كمونيست0در سال 1931الفرنسو شاه اسپانيا گريخت و حكومت موقتي تشكيل شد0در اين حكومت نمايندگان با اراء عمومي انتخاب مي شدند ويك حكومت چپ ليبرال دموكرات با تمايلات مختصر سوسياليستي بود 0مجلس اموال كليسا را ملي كرد ،اما دهقانان به دليل كند بودن پيشرفت در اصطلاحات ارضي از اين حكومت ناراضي بودند0

پيروزي نازي در المان: فاشيسم اصولآ بر خشونت ،متكي است و فقط به هواداران خود كار مي دهند0انقلاب 1918المان امري غير واقعي بود0سوسيال دموكراتها چنان بد عمل ميكردند كه كارگراني كه از ايشان جدا مي شدند به حزب كمونيست پيوستند 0 قشر فقير مردم در سالهاي 24-1923 نخستين بار به هيتلر پيوستند0هيتلر در يكي از قيامهاي بي نتيجه ارتجاعي بر ضد جمهوري شركت كرد و حزب ناسيونال سوسياليست را در مقابل حزب سوسيال دموكرات  تشكيل داد0حزب سوسيال دموكرات تسلطش را بر حكومت از دست داد و حزب مركزي كاتوليك زمام قدرت را بدست گرفت0 صاحبان صنايع بزرگ از هيتلر هواداري مي كردند و به او پول مي دادند زيرا او به سوسياليسم دشنام مي داد 0قشرهاي فقير طبقات متوسط به خاطر شعارهاي ضد كاپيتاليسمي دور او جمع شدند0 از خصوصيتهاي جالب برنامه نازيها پيشنهاد براي محدود ساختن حداكثر حقوقهاي دولتي به 120000 مارك در سال بود0نازيها پيمان ورساي را نفي كردند و  يهوديان را تحريم رسمي كردند0يهوديان هم ارام و بي سروصدا كالاهاي الماني را تحريم كردند0

خلع سلاح: كنفرانس خلع سلاح سيزده سال پس از امضاي پيمان ورساي در اوايل سال 1932تشكيل شد0هر كشوري مي خواست كه ديگران خلع سلاح شوند و تجهيزات و قدرت نظامي خود را حفظ كند0از پيشنهادهاي مختلف كه براي خلع سلاح مطرح شد پيشنهاد عمده از طرف روسيه شوروي و ايالت متحده امريكا و فرانسه داده شد0 در دنياي سرمايه داري جديد تهيه و فروش اسلحه يكي از پررونق ترين صنايع مي باشد0 خلع سلاح واقعي به معناي نابودي اين صنايع مي باشد0موسسات خصوصي اسلحه سازي اخباري دروغ درباره هزينه هاي نظامي ممنتشر كردند0 مشكل واقعي در برابر كنفرانس خلع سلاح اين بوده است كه كشورهايي كه مي خواهند وضع موجود باقي بماند و كشورهايي كه خواستار تغيير وضع مي باشند كه اين دو گروه نمي توانند تعادلي بين خودشان بوجود اورند0

پرزيدنت روزولت در جستجوي راه علاج: پس از جنگ ثروتمندان بطور قاچاقي و غير قانوني (بوت لگينگ) مشروبات الكلي را از خارج وارد مي كردند0امريكا و المان هر دو صنعتي هستند  وتعداد كشاورزان هم بسيار است0روزولت در مارس 1933رياست جمهوري امريكا شد0از جمله اقدامات اوبه اين ترتيب مي باشد:1-اجازه داد، دلار از وابستگي به طلا جدا شود2-مبلغ 2000ميليون دلار براي كمك به كشاورزان اختصاص داد3-فورآ250000نفررا به كارهاي عمومي گماشت 4-800 ميليون دلار براي كمك به بيكاران اختصاص داد 5-3000ميليون دلار اعتبار تعيين كرد تا بيكاري تخفيف پذيرد6-با كمال سرعت قانون منع و تحريم مشروبات الكلي را معني ساخت0روزولت اعلام كرد به كودكان تا16سالگي نبايد براي كار رجوع كرد0در نتيجه قيمتها بالا رفت وداد ستد رونق يافت0

شكست پارلمان ها: در چشم يك ناظر عادي ،پارلمان بريتانيا همچنان مانند سابق به كار خود ادامه مي دهد اما واقعيت اين است كه اكنون كابينه وزيران و هيئت دولت است كه درباره هر موضوع مهم تصميم مي گيرد و اتخاذ تصميم درباره جزئيات ان را به عهده دستگاه اجرائي حكومت يا ادارات  و قسمتهايي از دستگاه حكومت واگذار مي كند0اكنون مهمترين كار پارلمان اين است كه به انتقاد از تصميمات دولت و طرح سؤالات و اقدام به تحقيقات بپردازد0 طبقه دارا تا وقتي هوادار پارلمان و دموكراسي مي باشد بتواند اوضاع موجود را حفظ كند0اگر دموكراسي مفهوم واقعي داشته باشد مفهومش برابري در مورد رآي دادن همراه با برابري اقتصادي و اجتماعي مي باشد0

نظري نهايي به سرا سرجهان:در هند گاندي و بسياري از پسران و دختدان با استعداد هندي در زندان به سر مي برند0در مرز شمال غربي  اين كشور مردم با بمبارانهاي انگليسي بمباران مي شوند0درافريقا به دليل وجود فقر روي بدن افراد ماليات وضع ميشود و افراد براي پرداخت اين مالبات بايد راه زيادي را بپيمايند0وقتي معادن طلا در افريقا كشف شد هر كس بسته به اقبال و شانس خود(به روش كاپيتاليسمي) قطعه زميني را به تصرف در اورد0در اسياي دور شرقي چين به قطعات متعدد تجزيه شده است 0يكي از اين قسمتها متوجه كمونيسم شده و ديگري با كمونيسم مخالفت مي كند0ايالت متحده امريكا و. شوروي مانع توسعه ژاپن هستند وژاپن دچار فقر زيادي شده است 0اتحاديه شوروي هم به كار ساختماني مشغول است و نظام سوسياليستي را برقرار مي سازد0ايالات متحده امريكا هم مظهر مشخصي از شكست كاپيتاليسم مي باشد0در امريكاي جنوبي نژاد تازه اي ازاختلاط نژادهاي مختلف بوجود مي ايد0در اين كشور منابع معدني بسياري وجود دارد اما همه در قرضهاي خود غوطه ور هستند و يكسري تصادمات مثلأميان دو كشور بوليوي و پاراگوئه بوجود مي ايد0

سايه جنگ:درسال 1932سه كشور چكوسلواكي،روماني ،و يوگوسلاوي با يكديگر متحد شده اند ويك اتحاد جنگي به نام اتحاد صغير ترتيب داده اند كه اين اتحاد عملأ طرفدار فرانسه و مخالف المان است 0پيروزي نازي در المان براي اعضاي پيمان صغير و لهستان اعلان خطري بود زيرا نازيها نه فقط مي خواستند در پيمان صلح ورساي تجديد نظر شود بلكه با لحني سخن مي گفتند كه نشان مي داد جنگ را نزديك مي سازد0در نتيجه اعضاي پيمان صغير و لهستان و اطريش و مجارستان وكشورهاي بالكاني به هم نزديكتر شدند0اخرين مرحله انقلاب صنعتي مرحله اي است كه هر كشور سعي مي كند به اندازه كافي صنعتي شود0در اين مرحله چين و هند و سيبري چون از بازارهاي عاديشان محووم شده اند به سوي اسيا كشيده شده اند تا بتوانند كالاهاي اضافي خود را درانجا به مصرف برسانند0

پس از پايان (درياي عربستان):نهرو وقتي پس از دو سال از زندان ازاد شد پنجسال و سه ماه بعد دوباره به زندان افتاد 0در طول اين پنجسال گذشته ،رقابتها شديدتر شده  و بيكاري  و فقر افزايش يافته است حكومت بريتانيا در اسيا و افريقا و اروپا،فاشيسم و نازيسم را تشويق مي كند0ايالات متحده امريكا همكاري خود را براي جلوگبري از توسعه تجاوزاميز فاشيست به دولتهاي اروپايي پيشنهاد كرده است0 در سپتامبر 1934اتحاد شوروي به جامعه ملل پيوست0درسال 1935هيتلر مواد مربوط به خلع سلاح المان در پيمان ورساي را زير پا نهاد0انگلستان هم اين اقدام را پذيرفت و مخفيانه يك پيمان دريايي با المان امضا كرد0 فرانسه از اين پيمان شكني انگلستان به وحشت افتاد و به سوي موسيليني (ايتاليا )متوجه گشت0موسيليني فرصت پيدا كرد تا به حبشه(از كشورهاي عضو سازمان ملل) حمله كند 0جامعه ملل اعلام كرد كه نبايد هيچ گونه تسهيلات اقتصادي براي ايتاليا فراهم شود0در اسپانيا احزاب مترقي اسپانيا در سال 1936 جبهه مردم را تشكيل دادند اين حكومت سعي مي كرد قدرت كليسا را تقليل دهد 0ژنرال فرانكو شورش خود عليه اين جبهه را با كمك ارتش مراكش و اسپانيا اغاز كرد 0شورش فرانكو در واقع شورش عليه دموكراسي بود0اين جبهه در دوكشور فاشيست ايتاليا و المان، متفقين نيرومندي براي خود پيدا كرد زيرا اين قدرتهاي فاشيستي مي خواستند در اسپانيا بر نيروي دريايي و منابع و معادن تسلط پيدا كند0المان و ايتاليا به شورشيان فرانكو كمك مي دادند0فرانسه هم مرز ميان فرانسه و اسپانيا را بست تا به اين وسيله اسپانيا نتواند هيچگونه كمكي دريافت كند0دراين شراط بزرگترين مشكل اسپانيا كمبود خواروبار بود0در چين از سال 1933حكومتهاي گوناگون روي كار بوده اند0 چيانگ كايچك حكومتي بود كه دولت ان را به رسميت مي شناخت در سال 1937ژاپن هجومش را به سمت چين اغاز كرد اين حمله قسمتهاي مختلف را ناگزير ساخت تا با هم متحد شوند 0در نوامبر 1937پيمان عدم تجاوز ميان چين و ژاپن به امضا رسيد0اطريش بيشتر تحت نفوذ فاشيسم مذهبي قرار داشت كه دولفوس صدر اعظم ان بود0دولفوس تصميم گرفت كه كارگران سوسياليست شهر وين را خلع سلاح كند0 به اين ترتيب درفوريه 1934يك نهضت ضدانقلابي اغاز گرديد0درسال 1938هيتلر به اطريش هجوم اورد وشوشينگ اخرين صدر اعظم اطريش به دست نازيها زنداني گرديد0در چكوسلواكي مردم ناحيه « سودت »با دولت چك موافقت زياد نداشتند حكومت چكوسلواكي با تمام مساعي كوشيد كه مسئله اقليت خود را حل كند اما هر وقت درخواستي را مي پذيرفت درخواست دشوارتر ديگري هم به دنبالش مطرح مي گشت 0سرانجام پيمان مونيخ كه شامل قبول درخواستهاي هيتلر مبني بر تهديد شروع جنگ بود از طرف چهار كشور مقتدر اروپا امضا شد 0 بطور موقت شبح جنگ دور شد 0در اثر اين موافقت نامه بريتانيا و فرانسه در صف نازيسم و فاشيسم قرار گرفتند0روسيه تا اخرين لحظه چكوسلواكي را تنها نگذاشت ،اما فرانسه و انگلستان نسبت به چكوسلواكي خيانت كردند در نتيجه چكوسلواكي در منطقه نفوذ نازيها قرار گرفت0دومين برنامه پنجساله شوروي (1933-1937)مي خواست كالاهاي مصرفي بيشتري توليد كند0از زماني كه كيروف (ازاعضاي ممتاز حكومت شوروي به قتل رسيد شوروي روشي سخت نسبت به مخالفان خود اتخاذ كرد 0بحران اقتصادي از سال 1930شروع شد 0احياي اقتصادي انگلستان براي رفع اين بحران بي ثبات ونسبي و محدود بود ،زيرا احياي واقعي اقتصادي با احياي بازرگاني بين المللي بستگي دارد0كشور المان از ان جهت مستعمره مي خواهد كه در نظر دارد مردم در برابر دادن پولهاي منجمد شده به انها مجبور به خريد كالاهاي الماني شوند0تركيه هيچگونه دشمن خارجي ندارد،اما ميان تركيه و فرانسه بر سر اسكندرون(يكي از قسمتهاي پنجگانه كه حكومت فرانسه از تجزيه منطقه تحت قيومت خود در سوريه بوجود اورد) اختلافي پيش امد0اكنون ايالت متحده امريكا و شوروي با فاشيسم و نازيسم مخالفت مي ورزند و تقريبآشكست ناپذير هستند