اطلاعیه

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت یکایک شما عزیزان

از اینکه مدت زمانی طولانی نتواستم در خدمت شما عزیزان بنا به گرفتاری های شغلی و تحصیلی حاضر شوم پوزش میخواهم . اینک وبلاگ اقتصادی میخواهد به اطلاع حضور تان برساند که این وبلاگ به زودی به سایت ارتقاء خواهد یافت . هر گونه نظریات ،پشنهادات و انتقادات تان را بدیده قدر مینگریم با ما همکار باشید

تشکر

باسط احمد حافظی



welcome to (Eco4u) economic weblog for you


به وبلاگ اقتصادي خوش آمديد!


وبلاگ اقتصادی در تلاش نشر  مقالات انبوهی از دنیا اقتصاد جهت رشد معلومات علمی هر یک علاقه مندان رشته فوق بوده. و جهت استفاده عموم آماده نشر مقالات علمی شماعزیزان(با ذکر منبع)میباشد شما میتوانید مطالب تان را همراه با مشخصات تان به آدرس الکترونیکی ما ارسال نمایید تا باشد دیگران نیز از اطلاعات ارزنده تان استفاده شایان نمایند.


Email address: basithafizi@yahoo.com



اهميت ونقش صنايع غذايي در توسعه اقتصاد ملي کشور چگونه متبلور مي شود؟

 

کشاورزي يکي از مهم ترين بخش هاي اقتصادي کشور و تامين کننده 80 درصد نياز هاي غذا يي و يک چهارم توليد نا خالص داخلي , يک سوم اشتغال و ... است . صنايع کشاورزي با توجه به اثار مستقيم و غير مستقيمي که در بخش کشاورزي بر جاي مي گذارد , در شکوفا يي کشور ها به وﻴﮋه اقتصاد کشورهاي در حال توسعه نقش بسزا يي دارد وشناخت نقاط قوت , فرصت ها و نيز مشکلا ت وتنگنا ها ي ان مي تواند کشور را به چشم اندا زها يي روشن تر در بخش کشاورزي و صنايع وابسته به ان رهنما شود .فرصت ها , مزايا و نقاط قوت صنايع غذا يي در کشور

. زمين هاي قابل کشت , جنگل ها ومراتع طبيعي , اقليم متفا وت و ذخاير ﮋنتيکي قابل توجه , فلور غني و بر خورداري از نيروي خورشيد از جمله امکانات و منابع کشاورزي کشورها است که توليد انواع و اقسام محصولات کشاورزي سرد سيري , نيمه گرمسيري و گرمسيري را ميسر ساخته است . هم چنين صنايع وابسته به کشاورزي به دلايل گونا گون , اهميت ونقش بسزايي در توسعه فعا ليت هاي کشاورزي و توسعه اقتصاد ملي دارند.


ادامه نوشته

تجارت الكترونيكي چيست؟

 

تجارت الكترونيكي طي ساليان اخير با استقبال گسترده جوامع بشري روبرو شده است . امروزه كمتر شخصي را مي توان يافت كه واژه فوق براي او بيگانه باشد. نشريات ، راديو و تلويزيون بصورت روزانه موضوعاتي در رابطه با تجارت الكترونيكي را منتشر و افراد و كارشناسان از زواياي متفاوت به بررسي مقوله فوق مي پردازند.شركت و موسسات ارائه دهنده كالا و يا خدمات همگام با سير تحولات جهاتي در زمينه تجارت الكترونيكي در تلاش براي تغيير ساختار منطقي و فيزيكي سازمان خود در اين زمينه مي باشند. تجارت قبل از بررسي " تجارت الكترونيكي "، لازم است در ابتدا يك تصوير ذهني مناسب از تجارت سنتي را ارائه نمائيم .
در صورت شناخت " تجارت " ، با " تجارت الكترونيكي " نيز آشنا خواهيم شد. براي واژه "تجارت" در اكثر واژه نامه ها تعاريف زير ارائه شده است : مبادلات اجتماعي : تبادل ايده ها ، عقايد و تمايلات ( خواسته ها ) مبادله يا خريد و فروش كالا در مقياس بالا كه شامل ترابري از نقطه به نقطه ديگر است. در ادامه تعريف دوم ارائه شده براي "تجارت " را بعنوان محور بحث انتخاب و بر روي آن متمركز خواهيم شد. تجارت در ساده ترين نگاه ، مبادله كالا و خدمات بمنظور كسب درآمد ( پول ) است . زندگي انسان مملو از فرآيندهاي تجاري بوده و تجارت با ميليونها شكل متفاوت در زندگي بشريت نمود پيدا كرده است . زمانيكه كالاي مورد نظر خود را از يك فروشگاه تامين و خريداري مي نمائيد ، در تجارت شريك و در فرآيندهاي آن درگير شده ايد.در صورتيكه در شركتي مشغول بكار هستيد كه كالائي را توليد مي نمايد ، درگير يكي ديگر از زنجيره هاي تجارت شده ايد.
تمام جلوه هاي تجارت با هر رويكرد و سياستي داراي خصايص زير مي باشند : خريداران . افراديكه با استفاده از پول خود قصد خريد يك كالا و يا خدمات را دارند. فروشندگان . افراديكه كالا و خدمات مورد نياز خريداران را ارائه مي دهند. فروشندگان به دو گروه عمده تقسيم مي گردند : خرده فروشان ، كه كالا و يا خدماتي را مستقيما" در اختيار متقاضيان قرار داده و عمده فروشان و عوامل فروش ، كه كالا و خدمات خود را در اختيار خرده فروشان و ساير موسسات تجاري مي نمايند. توليدكنندگان . افراديكه كالا و يا خدماتي را ايجاد تا فروشندگان آنها را در اختيار خريداران قرار دهند. يك توليد كننده با توجه به ماهيت كار خود همواره يك فروشنده نيز خواهد بود. توليدكنندگان كالاي توليدي خود را به عمده فروشان ، خرده فروشان و يا مستقيما" به مصرف كننده گان مي فروشند. همانگونه كه مشاهده مي گردد ، "تجارت " از زاويه فوق داراي مفاهيم ساده اي است .

ادامه نوشته

اقتصاد خرد

اقتصاد خرد

اقتصاد خرد به بررسی رفتار اقتصادی انسانها و بنگاههای اقتصادی می پردازد و در صدد است تا رفتار عقلایی اقتصادی در انسانها را شناسایی کند.

با توجه به محدودیت های موجود(مثل درآمد)، انسانها و شرکتهای اقتصادی مایلند که بیشترین استفاده ممکنه را از منابع خود ببرند. رفتار یک یا گروهی از انسانها در ارتباط با کالا یا کالاهای خاصی، به اقتصاد خرد مربوط می شود. توابع عرضه و تقاضا و نقطه تعادل، توابع توزیع و هزینه و نیز فایده یا سوداوری نیز در این بخش جای میگیرد. برخی از مفاهیم کلی و پایه در بحث اقتصاد خرد در ادامه تعریف می شود.

رفتار عقلایی(Rational Behavior)

به عملکرد اقتصادی افراد اطلاق می شود که در راستای افزایش ارضای نیاز های مادی و معنوی وی باشد. یکی از فرضیات علم اقتصاد "رفتار عقلایی" انسانهاست بدین معنی که کسی فعلی را برای عدم ارضای شخص خود انجام نمی دهد یعنی هر عملی که از انسان سر می زند در راستای بر آوردن حداکثر مطلوبیت(Utility) وی می باشد. در مارکتهای مختلف این فرضیه نقش مهمی را ایفا می کند.در حقیقت گزینش کالا ها و خدمات توسط مصرف کنندگان در راستای این رفتار می باشد. برای مثال(با توجه به راستای بحث ما یعنی بازار فارکس) عواملی که باعث کاهش یا افزایش نرخ یک ارز خاص می گردد، از دیدگاه اقتصاد خرد دارای رابطه ای مستقیم با منافع مادی تک تک افراد این مارکت است و بنابر این می توانیم با بررسی اینکه هر فرد حاضر در این مارکت چه نفعی از مثلا خرید کالای خاصی می برد، به شرایط ایده آل مارکت نزدیک شده و تصمیماتی اتخاذ کنیم.

ادامه نوشته

طبقه بندی موضوعی اقتصاد

طبقه بندی موضوعی اقتصاد

همراه با گسترش تئوری اقتصاد، و به خصوص در دهه‌های اخیر مباحث تئوریک اقتصاد به صورت های مختلف مورد طبقه بندی قرار گرفته اند.

یکی از مهمترین شکل های طبقه بندی این مباحث، تقسیم بندی موضوعی اقتصاد به اقتصاد خرد و اقتصاد کلان است. در تقسیم بندی اقتصاد به خرد و کلان، محدوده‌ای از علم اقتصاد است که در آن به تجزیه و تحلیل رفتارهای اقتصادی انفرادی و مسائل مربوط به پدیده های اقتصادی غیر کلی می پردازد. در مقابل اقتصاد کلان مطالعه پدیده های کلی اقتصاد است.

به طور مثال تجزیه و تحلیل رفتار انفرادی مصرف کنندگان یک کالا یا خدمت خاص و یا تجزیه و تحلیل تصمیم گیری انفرادی تولید کنندگان یک کالا یا خدمت در مورد میزان تولید و قیمت آن در تئوری اقتصاد خرد مورد بررسی قرار می گیرد.

همچنین تجزیه و تحلیل سطح اشتغال و میزان دستمزد نیروی کار در یک بنگاه(یا صنعت) خاص از موضوعات مورد بحث در اقتصاد خرد می باشد. در مقابل تجزیه و تحلیل سطح تولید برای کل اقتصاد، یا سطح متوسط دستمزد کارگران شاغل در سطح ملی و یا مطالعه وضعیت سطح قیمت ها در کل اقتصاد در محدوده مطالعه اقتصاد کلان است.

اگر چه مثال های بالا تا حدودی محدوده اقتصاد کلان را مشخص می کند اما هنوز تعریف دقیقی از اقتصاد کلان نکرده‌ایم. به هر حال همانطور که از علم تعاریف متعددی شده است، از اقتصاد کلان نیز تعاریف مختلفی می شود اما نکته قابل ذکر آن است که در مورد تعریف اقتصاد کلان توافق بیشتری وجود دارد و به همین دلیل تعریف ها بسیار به هم نزدیکند.

ادامه نوشته

حسابداری علم کهن

شايد گزاف نباشد كه بگوييم بيشتر مردم نسبت به علم حسابدارى شناختى ندارند و تصور آنان از حسابدارى فراتر از دفتردارى نيست. پس باید كه توصيف و توضيحى در اين باره ارائه شود.

دفتردارى (Book writing) به عمليات ثبت و ضبط ارقام مالى گفته مى شود، اما حسابدارى (Accounting) علمى است مشتمل بر ثبت و ضبط و طبقه بندى اطلاعات مالى، تجزيه و تحليل و ارائه گزارش.

تعريفى از حسابدارى كه جامع و كامل باشد، بسيار پيچيده و مشكل است، اما با تعريف مختصر فوق، تفاوت بين حسابدارى و آنچه در جامعه ما به غلط حسابدارى تلقى مى شود (دفتردارى) مشخص خواهد شد. دفتردارى، فنى است كه تمام افراد جامعه از آن برخوردارند، زيرا همه قادر به انجام حساب و كتاب درآمدها و مخارج خودشان هستند، اما حسابدارى علمى است كه بايد آن را تحصيل كرد و همانند علوم، داراى تئورى، اصول و مفروضات است. امروز در دانشگاهها اين رشته در مقاطع كاردانى، كارشناسى ارشد و دكترا تدريس شده، دانش آموختگان اين رشته در كليه واحدهاى خدماتى، بازرگانى و توليدى جامعه مشغول به كار مى شوند.

 

فارغ التحصيلان رشته حسابدارى موضوعات زير را در دوره هاى تحصيلى مى آموزند:
اصول حسابدارى، حسابدارى شركتهاى خدماتى، حسابدارى شركتهاى بازرگانى، حسابدارى صنعتى، حسابدارى دولتى، حسابدارى مالياتى، حسابرسى، مجموعه قوانين مدنى و تجارت، مديريت مالى، اقتصاد خرد و كلان، آمار رياضى و مدلهاى برنامه ريزى، مبانى كامپيوتر و كاربرد در حسابدارى...

حال پس از آشنايى اجمالى با حسابدارى به تاريخچه اين علم با استفاده از كتاب تئورى حسابدارى پروفسور هندريكس و پروفسور بردا اشاره مى كنيم.

ادامه نوشته

تورم چیست؟

تعریف تورم:

تعریف های مختلفی از تورم به عمل آمده، که همه آنها تقریباً بیانگر یک موضوع هستند: تورم عبارت است از افزایش دائم و بی رویه سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات که در نهایت به کاهش قدرت خرید و نا بسامانی اقتصادی منجر می شود.

 

انواع تورم:

در نظريه هاى اقتصادى، تورم را به سه نوع تقسيم مى كنند:

1- تورم خزنده (آرام- خفیف): به افزايش ملايم قيمت ها گفته می شود.

2- تورم شديد (تورم شتابان يا تازنده): در اين نوع تورم آهنگ افزايش قيمت ها تند و سريع است.

3- تورم بسيار شديد (تورم افسار گسيخته- فوق تورم و ابر تورم): اين نوع تورم شديدترين حالت تورم به شمار مى رود.

در تقسیم بندی های تورم براى تورم خفيف، افزايش بين 1 تا 6 درصد، حداكثر 4 درصد و بين 4 تا 8 درصد در سال را ذكر كرده اند. براى تورم شديد، 15 تا 25 درصد در سال را نوشته اند. معيار تورم بسيار شديد را 50 درصد در ماه يا دو برابر شدن قيمت ها در مدت شش ماه و ... بيان داشته اند. البته نمی توان نرخ ثابتی ارائه کرد زیرا این مقادیر با توجه به شرایط زمانی و... عوض می شوند.

ادامه نوشته

ارتباط با ما

 
ادامه نوشته

گالری عکس

این هم مجموعه عکسهای از هم همصنفی هایم (هم کلاسی)  که از  سال جاری و سال گذشته به یادگار مانده است .

برای دیدن  ادامه مطلب را کلیک نمایید!

ادامه نوشته

کتب اقتصادي

سلام دوستان عزيز در اين قسمت مجموعه کتب اقتصادي جايگزاري شده است.؛
.لطفا براي دريافت کتاب مورد نظر تان روي ادامه مطلب  کليک نماييد.

ادامه نوشته

ادموند فيليپس - Edmund S. Phelps

ادموند فيليپس - Edmund S. Phelps 

سال دريافت جايزه : 2006

سال تولد:1933
تابعيت: آمريكا
دانشگاه: كلمبيا


فلپس در سال 1967، بدون اطلاع از اينكه فريدمن در موردي تحقيق مي‌كند كه مورد علاقه او نيز هست، «نرخ بيكاري طبيعي» را كشف كرد.
نرخي كه به واسطه عوامل اصطكاكي درون سيستم اقتصاد حاصل مي‌شود. امري كه كينزي‌ها نيز بدان اعتراف دارند، گو آنكه آنان اين نرخ را پايين‌تر از آنچه مخالفان بيان مي‌كردند، در نظر گرفته‌اند.
خصلت نرخ بيكاري طبيعي از منظر فريد من – فلپس آنچنان است كه ديگر با هيچ سياستي از سوي كانون‌هاي پولي و مالي نمي‌توان آن را كاهش داد. در حقيقت هر سياستي موجب مي‌شود كه در بلندمدت با رفع نقص انتظارات عاملان اقتصادي نرخ بيكاري به همان نرخ سابق اما با تورمي بالاتر برگردد. توصيه سياستي از سوي فلپس در حقيقت اين امر است كه وقتي اقتصاد به نرخ بيكاري طبيعي رسيد، هر سياستي در جهت كاهش آن باعث افزايش نرخ تورم خواهد شد. كار فلپس باعث شد تا منحني فيليپس در بلندمدت در سطح نرخ بيكاري به صورت عمودي درآيد. تا پيش از فلپس، منحني فيليپس نشانگر آن بود كه رابطه‌اي منفي ميان نرخ تورم و بيكاري وجود دارد و اين گزاره، ادعاي كينزي‌ها را پيرامون بده- بستان ميان اهداف اشتغالزايي و ضدتورمي به اثبات مي‌رساند.
اما كار فريدمن- فلپس نشان داد كه در مقطعي اين رابطه از بين مي‌رود و اين بزرگ‌‌ترين كار فلپس است كه باعث شد سه دهه بعد يعني در چنين زماني او برنده جايزه نوبل شود.
اما بعدها كينزي‌ها نشان دادند كه نرخ بيكاري طبيعي، نرخي است كه در آن نرخ تورم، نرخ تورمي ملايم است و اتفاقا اين نقطه‌اي است كه دولت بايد بدان دست يابد. از نظر فلپس، مدل نرخ بيكاري طبيعي، با مفهوم جست‌وجوي شغل به عنوان عامل مهم يا تنها عامل بيكاري مرتبط است.
در دهه 1960، اقتصاددانان بدين امر پي بردند كه كارگران به محض پيشنهاد به كار حاضر به قبول آن نيستند، بل آنها تمام گزينه‌هاي پيش روي خود را براي به دست آوردن دستمزدي بالاتر مي‌سنجند و در نتيجه طول بيكاري آنها افزايش مي‌يابد و هر چه هزينه اين مدت براي آنان كمتر باشد، آنان بيشتر در مقابل بيكاري تحمل مي‌كنند و اين همان مصداق بيكاري طبيعي بود كه در دهه 1960 در اقتصاد ايالات متحده چشمگير شد.
فلپس با توسعه كار خويش پيرامون نرخ بيكاري طبيعي، در سال 1972 كتاب «راهكار هزينه- فايده‌ در برنامه‌ريزي پولي» را به نگارش در آورد كه شامل كل مباحث وي پيرامون پديده «تورم- ركود» است و شايد برنده شدن وي، پيش از همه وابسته بدين كتاب باشد.
در اقتصاد ايران، اما اين بحث آنچنان دامنگير سياست‌گذاران نشده است، چرا كه اقتصاد ايران حداقل در اين چند دهه گذشته همواره با داشتن نرخ بيكاري بالاتر از نرخ بيكاري طبيعي، نرخ تورم بالايي را نيز مشاهده كرده است و عملا دستيابي به يك نرخ بيكاري اصطكاكي(طبيعي) در آمال سياست‌گذاران بوده است. آن زمان كه درد اقتصاد ايران، نرخ بيكاري طبيعي باشد و سياست گذاران براي راه‌حل آن به دنبال افزايش هزينه بيكار بودن باشند، شايد اقتصاد ايران به خود ببالد كه چنين سياست‌گذاراني دارد كه درد او را به نرخ بيكاري طبيعي كه دردي طبيعي است تقليل داده‌اند.

 

رابرت اومن - Robert J. Aumann

رابرت اومن - Robert J. Aumann 

سال دريافت جايزه : 2005

سال تولد: 1930
تابعیت: آلمان
دانشگاه: دانشگاه هبرو - اسراييل

دریافت جایزه به پاس: گسترش دامنه تحقیقات در زمینه همکاری و تضاد
با استفاده از چارچوب تحلیلی نظریه بازی

شرح حال:

رابرت اومن در سال 1930 در فرانکفورت المان به دنیا آمد.
وی در سال 1955 در رشته ریاضیات از موسسه تکنولوژی ماساچوست
(MIT) موفق به اخذ درجه دکتری گردید. وی هم اکنون استاد
Centre of Rationality دانشگاه هبرو (Hebrew) است. این
دانشگاه توسط آلبرت اینشتین نابغه علم فیزیک در اسراییل گشایش
یافته بود.
اومن به خاطر گسترش دامنه تحقیقات در زمینه همکاری و تضاد
با استفاده از چارچوب تحلیلی نظریه بازی در سال 2005 به همراه
توماس شلینگ مفتخر به دریافت جایزه نوبل اقتصاد گردید. متن زیر که از جانب آکادمی سلطنتی علوم سوئد انتشار یافته کار اومن را توصیف می کند:
در بسیاری از موقعیت های واقعی، در روابط بلند مدت حفظ همکاری نسبت به حالت یکباره تعامل آسانتر می باشد. بنابراین تحلیل بازیهای کوتاه مدت همراه با محدودیت خواهد بود. اومن اولین کسی است که قواعد صوری تحلیل بازیهای تکراری نامحدود را ارایه می دهد. نتایج مطالعه وی به خوبی نشان می¬دهد که چه نتایجی در روابط بلند مدت دوام خواهند داشت.

توماس شلینگ - Thomas C. Schelling

توماس شلینگ - Thomas C. Schelling 

سال دريافت جايزه : 2005

سال تولد: 1921
تابعیت: امريكا
دانشگاه: هاروارد

دریافت جایزه به پاس: گسترش دامنه تحقیقات در زمینه همکاری و تضاد
با استفاده از چارچوب تحلیلی نظریه بازی


شرح حال:

توماس شلینگ در سال 1921 در امریکا متولد شد. وی در سال
1951 دکتری خود را در رشته اقتصاد از دانشگاه هاروارد دریافت کرد.
وی در فاصله سالهای 1951 تا 1953 مشاور اقتصادی کاخ سفید بود.
وی هم اکنون استاد دانشگاه مریلند امریکا است.
استراتژی ستیز( 1960) و انگیزه های کلان و رفتار در سطح خرد
( 1978) از جمله آثار قابل توجه شلینگ در زمینه نظریه بازی هستند. شلینگ در سال 1991 رئیس انجمن اقتصادی امریکا بوده است. شلینگ در مصاحبه خود اشاره می کند که زمانی که منشی کمیته نوبل می خواست خبر اعطای جایزه نوبل را به او بدهد، وی در تختخواب خود خواب بوده است.
شلینگ مدت زمان زیادی در مورد کنترل سلاح هسته ای تحقیق کرده و مطالعاتی در مورد جرایم اقتصادی و نیز تبعیض نژادی داشته است. همانند اومن دلیل اعطای جایزه نوبل به شلینگ گسترش دامنه تحقیقات در زمینه همکاری و تضاد
با استفاده از چارچوب تحلیلی نظریه بازی است. هر چند که وی در مصاحبه خود با خبرنگار سوئدی کمیته به درستی دلیل جذاب بودن مطالعه خود را برای نامزدی جایزه نمی داند. شلینگ به همراه رابرت اومن مفتخر به دریافت جایزه نوبل اقتصاد سال 2005 شد

اقتصاد افغانستان(1384)

 اقتصاد افغانستان

 اقتصاد افغانستان اصولا اقتصاد زراعتی و مالداری است. لیکن عرصه اقتصاد مثل سایر عرصه و امور افغانستان چنان به هم خورده است که مشکل میتوان برای آن بنیاد و اساسی را در نظر گرفت ،تابع شرایط موجود ، تعداد زیادی از مردم این کشور ، به مشاغل کاذب و زیانبار روآورده اند . که از جمله می توان به کشت ، تولید و ترافیک مواد مخدر اشاره کرد .  طبق آمار برخی از موسسات بین المللی در سال 1384 حدود 0.2 از زمین های قابل کشت در افغانستان ، تحت پوشش کشت خشخاش درآمده است . بر اساس آمار موجود ، د ر کل افغانستان حدود 7 میلیون هکتار زمین قابل کشت وجود دارد که در سال 1384 حدود نصف آن زیر کشت رفته است ، زیرا که به دلیل ویران شدن سیستم ابیاری ، از بین رفتن بسیاری از جوی ها و نهرها و ... از اثر جنگ های متوالی ، امکان کشت همه آنها میسر نبوده است . در کنار زراعت ، مالداری نیز از دیر زمان پایه دوم اقتصاد افغانستان راتشکیل میداده است ؛ مردم با پرورش ،گاو ، گوسفند ، و بز ، ضمن تامین نیازهای اولیه خانواده اشان ، مازاد محصولات دامداری را در بازار عرضه می کردند .
بر اساس آمار دولت وقت د رسال 1357 درتمام افغانستان 14414000 گوسفند معمولی ، 4661000 گوسفند قره قل ، 1100000 گاو شیری و 2630000 گاو غیر شیری وجود داشته است ، اما در اثر جنگ های طولانی ،مقداری زیادی از این حیوانات ، نابود شدند. (اگر چند آمار دقیقی از مقدار آن وجود ندارد ) و تعدادی هم که از این حیوانات باقی مانده بودند ، د راثر هجوم طالبان (مخصوصا د ر هزاره جات که پرورشگاه عمده حیوانات بود. ) از بین رفت . حدس زده می شود که د رحال حاضر ، پنج یک مقدار سا ل 1357 ، حیوانات در کشور وجود داشته باشد که نیازمندی بخش بسیارکمی از خانواده ها را تامین می کند .  از سال 1321 ه.ش. کارخانجات صنعتی ، کمابیش در افغانستان پایه گزاری شد ، اما رشد قابل توجه ای نداشت با آن هم ، مطابق برخی از آمارها ، درسال 1360 ، جمعا 241 کار خانه ، موسسه و شرکت تولیدی صنعتی و نیمه صنعتی ، در کشو ر وجود داشته است که درحال حاضر 80% آنها از بین رفته و یا تعطیل می باشد و تنها تعداد اندکی کارخانه های کوچک مثل صابون سازی تولید پلاستیک ، تولید روغن ، تولید سیمت ، پتو ، نساجی ، چاپخانه و ... وجود دارد.

ادامه نوشته

مديريت سرمايه گذاري خارجي و چالشهاي فراروي

مديريت سرمايه گذاري خارجي و چالشهاي فراروي

در سطح مديريت كلان هر جامعه‌اي بي‌شك اهميتي ويژه به سرمايه گذاري داده مي شود؛ زيرا سرمايه‌گذاري به معناي عام خود مي‌تواند سرچشمه همه تحولات اقتصادي – اجتماعي در جامعه باشد و از اين‌رو مديريت بر آن نيز از اهميت و حساسيت بسيار بالايي برخوردار است. دليل اين امر آن است كه سرمايه در جوامع امروز جهان اصولا از هزينه فرصت بالايي برخوردار است و از اين‌رو در جامعه‌اي از جوامع جهان مستقر شده و در فرايند ارزش‌آفريني اقتصادي نقش برعهده مي‌گيرد كه ريسك كمتر و درآمد بالاتري را داشته باشد.

اين حالت فرار بودن سرمايه در جهان امروز كه در آن مرزهاي سياسي – جغرافيايي در برابر فعل و انفعالات اقتصادي رنگ باخته‌اند، دوچندان شده است و مديريت بر آن نيز پيوسته ظريف‌تر و حساس‌تر مي شود. اين ويژگي هم شامل سرمايه‌هاي بومي مي شود و هم سرمايه‌هاي بيگانگان را دربرمي گيرد. و چه بسا كه سرمايه‌هاي بيگانگان نسبت به هر ناملايمتي، حساسيت بيشتري نشان دهند و جايي ديگر را براي استقرار برگزيند. به ترتيب مديريت بر سرمايه‌گذاري خارجي تبديل به يك هنر مديريتي مي‌شود كه ايجاب مي‌كند تا با توسل به انواع سياستها زمينه‌هاي جذب آنها را فراهم آورد. اين ظريف‌كاري اهميتي ويژه دارد و در مديريت اقتصادي جامعه بايد جايگاه خاص خودش را پيدا كند.

تاكيد بر اهميت قضيه تنها ريشه در اين موضوع ندارد كه بسياري از كشورهاي جهان يعني كشورهاي درحال توسعه و فقير جهان با كمبود سرمايه و منابع سرمايه‌اي روبرو هستند. امروزه نقش سرمايه چيزي بيش از اين است.

جهان امروز در دوره خاصي از تاريخ اقتصادي خود بسر مي‌برد كه در آن تقسيم بين‌المللي كار دستخوش تغييرات عميقي نسبت دوره كلاسيك خود يعني دوره پس از انقلاب صنعتي شده است: امروزه زنجيره توليد ارزش بين‌المللي شده است و هر جامعه به فراخور توان بالقوه خودش كه با مديريت مناسب به صورت بالفعل درمي‌آيد، جايگاهي را در اين زنجيره به خود اختصاص مي‌دهد. شايد نمونه بارز اين جايگري در پهنه بين‌المللي تقسيم كار، كشور پهناور چين باشد. در سالهاي اخير چين به دومين كشور جذب‌كننده سرمايه تبديل شده است و هم‌اكنون طيف گسترده‌اي از صنايع جهان، آن كشور را به عنوان يكي از منابع اصلي و ارزان تامين‌كننده قطعات مي‌انگارند. دليل آن نيز روشن است: سرمايه خارجي تنها يك نقش يعني تامين كمبود منابع مالي را در يك كشور برعهده نمي‌گيرد. نكته اساسي درهمين جاست كه مديريت سرمايه‌گذاري هر جامعه‌اي مي تواند (و بايد) با هنر خاص خود سرمايه‌هاي خارجي (و همچنين سرمايه متعلق به بوميان مقيم خارج) را جذب كند تا:

ادامه نوشته

سرمايه اجتماعي و توسعه

به عنوان مقدمة بحث شايد مناسب‌ترين نقطة عزيمت براي ورود به بحث سرمايه اجتماعي تمركز بر چند مفروض مهم از مفروضات اقتصاد متعارف باشد: يكي برمي‌گردد به انسان‌شناسي ويژة اقتصاد مرسوم كه در آن تصويري كه از انسان ارائه مي‌شود يعني انسان اقتصادي، انساني است كه فقط نفع شخصي را درك مي‌كند و در فرايند پي‌جويي اين نفع به واسطة يك فرض ديگر نه از كسي تأثير مي‌پذيرد و نه بر كسي تأثير مي‌گذارد. فرض ديگر، فرض اطلاعات كامل است كه در ساية آن بازيگران اقتصادي، به اصطلاح با دست رو بازي مي‌كنند يا به عبارت ديگر فرض مي‌شود كه در بازي اقتصادي هيچ امكاني براي رفتار فرصت‌طلبانه وجود ندارد ضمن آن‌كه هم قراردادها و هم تصميم‌گيري‌ها با اتكا به اطلاعات كامل، قراردادها و تصميمات جامع و راهگشا خواهد بود.
در طي چند دهة اخير هريك از اين مباني و مفروضات به گونه‌اي مورد چالش جدي قرار گرفته و هر كدام از اين چالش‌ها تأثير خود را روي ديدگاه‌هاي اقتصادي به طور كلي و در عرصة اقتصاد توسعه به شكل خاصي منعكس مي‌كند. بحث بر سر اين است كه در چارچوب آموزة اقتصاد مرسوم مسئلة همكاري و تعاون قابليت تبيين و توضيح ندارد در حالي‌كه انسان‌شناسان و جامعه‌شناسان عموماً روي اين نكته وقوف و تأكيد دارند كه زيربناي حركت به سمت توسعه در هر جامعه نحوة مواجهه با مسئله همكاري و تعاون است. همچنين فرض اطلاعات كامل هم با چالش‌هاي بزرگي مواجه شده، خلاصة بحث در اين زمينه اين است كه آنچه كه در واقعيت با آن روبرو هستيم اين است كه نه تنها به قاعدة مفروض اقتصاد مرسوم بازيگران اقتصادي با اطلاعات كامل، مجاني و در دسترس همگان روبرو نيستند بلكه اين اطلاعات ناقص و محدود به صورت كاملاً نامتقارن بين بازيگرها توزيع شده و از همه مهمتر اينكه بازيگران اقتصادي حتي در شرايطي كه در معرض اطلاعات متقارن و يكسان قرار دارند واكنش‌هايي كه به اين اطلاعات يكسان نشان مي‌دهند، يكسان نيست و تحت تأثير ساخته‌هاي ذهني و فرهنگ و ارزش‌هاي متفاوتي كه انسان‌ها دارند واكنش‌ها متفاوت خواهد بود. ضمن آن‌كه در اثر واقعيتي به نام اطلاعات ناكامل هم در معرض انتخاب‌هاي نادرست قرار مي‌گيريم هم در معرض مخاطرات اخلاقي و رفتارهاي فرصت‌طلبانه.
ادامه نوشته

مقدمه :
امروزه با پيشرفت فن آوري اطلاعات و ارتباطات و مسائل جهاني شدن شاهد تاثير گذاري اين فن آوري بر جوانب مختلف زندگي هستيم و با آمدن عصر ديجيتال كه به موج چهارم نيز مشهور است تغيير در زمينه هاي مختلف اجتناب ناپذير شده و در صورت عدم انطباق ، نا كار آمدي سازمانها بيش از اندازه مشهور خواهد شد كه تجارت الكترونيكي و بازاريابي الكترونيكي و جهاني شدن اقتصاد نمونه هائي از اين تاثير گذاري هستند و يكي از آرمانهاي در حال تحقق عصر اطلاعات ، دولت الكترونيكي است . اين آرمان هر چند عمري از آن نمي گذرد اما سريعا در حال پيشرفت است و اين مفهوم (دولت الكترونيكي) كه بيش از چهار سال نيست استفاده از آن در محاورات و سخنرانيها مرسوم شده است مفهوم خاصي به خود گرفته است هر چند كه محتواي نظري اين مفهوم از جامعيت لازم برخور دار نيست ، هر چند عده اي دولت الكترونيكي را يك نوع تجارت الكترونيكي در سطح ايالت يا كشور مي دانند و بعضي ها دولت الكترونيكي را همتاي انقلاب صنعتي در اروپا ميدانند اما به هر حال ايده خدمات در تمام 365 روز سال و در تمام اوقات 24 ساعت ، با پديدار شدن دولت الكترونيكي جامعه‌ي عمل پوشيده است و با توجه به آن كه دولت الكترونيك مالكيت واقعي مردم در حكومت را محقق ميكند و با توجه به اثرات مثبتي كه تحقق اين ايده ميتواند در رفاه اجتماعي و توسعه اقتصادي داشته باشد ، اين حركت دولتمردان براي ايجاد دولت الكترونيكي را به فال نيك گرفته ودر اين تحقيق سعي خواهيم كرد بيشتر با مزايا و معايب و مشكلات و پيامدها و انتظاراتي كه مردم از دولت الكترونيكي دارند و كاربرد آن و 000 آشنا شديم.

ادامه نوشته

مدیریت اطلاعات

. دورنمايي از مفهوم اطلاعات

اطلاعات به مجموعه اي از داده ها يا اخبار در مورده يك پديده اطلاق مي شود كه ما را به شناخت آن پديده كمك مي كند. شناخت نيز به نوبه خود به افراد توانايي پيش بيني مي دهد. از يك ديد متفاوت، اطلاعات را مي توان به دو نوع بيروني و دروني دسته بندي كرد. اطلاعات بيروني، آن دسته از اطلاعات هستند كه بر مبناي سير رفتار گذشته يك پديده به دست مي آيند. و اطلاعات دروني، نوعي آگاهي فطرتي است كه به طور شهودي حاصل مي شود.

پيوند اقتصاد با اطلاعات

علت وجودي علم اقتصاد، كميابي است. كميابي منابع مادي مورد نياز انسان ها كه از محيط اطراف آن ها حاصل مي شود. اقتصاد همواره در عمليه استفاده از منابع كمياب به اطلاعاتي دست مي يابد كه از آن مي تواند در بهبود عمليه هاي بعدي استفاده كند. بنا بر اين، اقتصاد علمي است كه از عمل استفاده مي كند و براي عمل گسترش مي يابد و براي هر چه بهتر عمل كردن، نياز به شناخت و در نتيجه جمع آوري اطلاعات دارد.

 

2. ريسك، ثمره كمبود اطلاعات

ريسك به مفهوم امكان وقوع يك رويداد ناخوشايند اطلاق مي شود. زيان پولي و از دست رفتن فرصت هاي بهينه، معمولا در اقتصاد رويداد هاي ناخوشايند تلقي مي شوند. علم اقتصاد به ميزان پيشرفت و توسعه خود با ريسك و نااطميناي بيشتري نيز رو به رو شده است، چرا كه پيچيدگي بيشتر شناخت را دشوار تر مي كند و نيز دقت بيشتري مي طلبد. امروزه اقتصاددانان از عمليه هاي پيچيده تيوري احتمالات در تركيب با فنون ديگر براي محاسبه دقيق آنچه مي خواهند انجام دهند كار مي گيرند كه محاسبه ريسك از جمله آن هاست.

 

فعاليت هاي داراي ريسك دو خصيصه را دارا هستند: پيامد احتمالي و درجه تغيير در پيامد هاي ممكن، كه معيار سنجش مورد اول "ارزش مورد انتظار" و از مورد دوم "تغيير پذيري" مي باشد.

ادامه نوشته

ارزيابي‌ سياست‌هاي‌ پيشنهادي‌ براي‌ پيوستن‌ به‌ جهاني‌سازي‌ اقتصاد

 

 

 

پيش‌ از ارزيابي‌ سياست‌هاي‌ پيشنهادي‌ براي‌ پيوستن‌ به‌ جهاني‌سازي‌اقتصاد، نيكو است‌ كه‌ از باب‌ مقدّمه‌ به‌ چند پرسش‌، پاسخ‌ داده‌ شود:

 

يكم‌. آيا جهاني‌شدن‌، ادامه‌ مي‌يابد؟

در دل‌ جهاني‌شدن‌، نيروهايي‌ وجود دارد كه‌ ادامه‌يافتنش‌ را تضمين‌مي‌كند. بخشي‌ از اين‌ نيروها مربوط‌ به‌ عواملي‌ است‌ كه‌ خواه‌ ناخواه‌ اتّفاق‌مي‌افتند و جلوگيري‌ از حركتشان‌، نه‌ معقول‌ مي‌نمايد و نه‌ ميسر است‌. هيچ‌كس‌انگيزه‌ جلوگيري‌ از پيشرفت‌ علم‌ و تكنولوژي‌ را ندارد. رشد مبادلات‌اقتصادي‌ و فرهنگي‌ كه‌ نتيجه‌ جهش‌ فن‌آوري‌ در زمينه‌ ارتباطات‌، حمل‌ و نقل‌و جريان‌ آزاد و بي‌مهار اطّلاعات‌ است‌، روندي‌ رو به‌ افزايش‌ دارد. درياي‌جهاني‌شدن‌ چنان‌ موج‌ مي‌زند كه‌ هيچ‌ موج‌شكني‌ استوار نمي‌ماند وحوضچه‌هاي‌ كنار ساحل‌ يكي‌ يكي‌ در حال‌ محو شدن‌اند. با اين‌ حال‌،جهاني‌شدن‌ در بُعد اقتصادي‌ با شتاب‌ و توان‌ فعلي‌، تنها تا آن‌جا پيش‌ خواهدرفت‌ كه‌ قدرت‌هاي‌ اقتصادي‌ عالم‌ كه‌ مهار جهان‌گرايي‌ را در كف‌ دارند، ادامه‌حركت‌ آن‌ را سودآور بدانند. جهان‌گرايي‌ اقتصادي‌ از سويي‌ باعث‌ توسعه‌بازارها و در نتيجه‌، افزايش‌ فروش‌ بنگاه‌هاي‌ اقتصادي‌ اين‌ كشورها مي‌شود واز سوي‌ ديگر هزينه‌هاي‌ توليد و فروش‌ اين‌ بنگاه‌ها را كاهش‌ مي‌دهد و درنهايت‌ ميزان‌ سود را بالا مي‌برد. كشورهاي‌ جهان‌ سوم‌ نيز به‌ اضطرار و از ترس‌تحريم‌ و تنبيه‌هاي‌ سياسي‌ و اقتصادي‌، راهي‌ جز همكاري‌ ندارند. بعيد است‌كه‌ در كوتاه‌ مدّت‌، عواملي‌ به‌ وجود آيد و وضع‌ را چنان‌ دگرگون‌ سازد كه‌ سيرجهان‌گرايي‌ اقتصادي‌ متوقّف‌ شود.

بدين‌ ترتيب‌، سياست‌ آزادسازي‌ اقتصادي‌، هر روز كشورهاي‌ بيش‌تري‌ رافرا خواهد گرفت‌ و آزادشدن‌ جريان‌ سرمايه‌ در سطح‌ جهان‌، آن‌ چنان‌ اقتصادكشورها را به‌ يكديگر وابسته‌ خواهد كرد كه‌ روند سرمايه‌گذاري‌، توليد وفروش‌ در انزوا، بسيار پرهزينه‌ مي‌شود. از آن‌ پس‌، سياست‌ خود اتّكايي‌، براي‌اقتصادهايي‌ كه‌ داراي‌ بازار داخلي‌ كوچك‌، توان‌ محدود و صادرات‌تك‌محصولي‌ هستند، زيان‌آور خواهد بود. چنان‌چه‌ كشورهاي‌ ضعيف‌، ازطريق‌ ايجاد تشكل‌هاي‌ فراگير و تأثيرگذار، نتوانند قدرت‌ چانه‌زنيشان‌ را بالابرند، براي‌ نجات‌ از غرق  شدن‌، راهي‌ جز سوار شدن‌ بر كشتي‌ جهان‌گرايي‌ندارند امّا نقش‌ آن‌ها تنها پاروزدن‌ در اين‌ كشتي‌ است‌.

البته‌، آثار منفي‌ جهاني‌شدن‌ اقتصاد در آينده‌، چالش‌هايي‌ را نيز به‌ وجودخواهد آورد. طبقات‌ اجتماعيي‌ كه‌ از اين‌ روند زيان‌ مي‌بينند، به‌ ستيزبرخواهند خاست‌.

در بُعد سياسي‌، هر چند آزادسازي‌ و مقرّرات‌زدايي‌ و ايجاد وابستگي‌شديد ميان‌ اقتصادهاي‌ مختلف‌، اقتدار دولت‌هاي‌ ملّي‌ را تضعيف‌ مي‌كند امّانابرابري‌ها و بحران‌هايي‌ را نيز پديد مي‌آورد كه‌ براي‌ مقابله‌ با تبعات‌ منفيشان‌،راهي‌ جز افزودن‌ بر نقش‌ دولت‌هاي‌ ملّي‌، باقي‌ نمي‌ماند. به‌ اين‌ دليل‌، تا زماني‌كه‌ نهادهايي‌ بين‌المللي‌، كه‌ از مشروعيّت‌ و توانايي‌ كافي‌ براي‌ اداره‌ جوامع‌بشري‌ برخوردار باشند به‌ وجود نيامده‌اند، بي‌مهري‌ نسبت‌ به‌ دولت‌ ملّي‌ وانتقاد از دخالت‌هايش‌، تا حدّي‌ تعديل‌ مي‌گردد.

جريان‌ جهانگرايي‌ در بعد فرهنگي‌، از ابعاد ديگر، بي‌مهارتر و پايدارتراست‌. تعصّبات‌ و تعلقات‌ مذهبي‌ و ملّي‌ كه‌ پيش‌ از اين‌، نقش‌ بازدارنده‌اي‌ دربرابر امواج‌ فكري‌ و فرهنگي‌ داشتند، در مقابله‌ با فرهنگ‌ سلطه‌جوي‌سرمايه‌داري‌، هر روز ضعيف‌تر از گذشته‌ عمل‌ مي‌كنند. اگرچه‌ بنيادگرايان‌مذهبي‌ در گوشه‌ و كنار عالم‌، سنگرهاي‌ خود را استوارتر مي‌كنند، ليكن‌ درظاهر، تعداد كساني‌ كه‌ علاقمندند تنها بخورند و بخسبند و در خلوت‌، خداي‌خود را بپرستند، در حال‌ فزوني‌ است‌.

 

ادامه نوشته